پنجشنبه خریدمش....

این همون کیفیه که پشت ویترین بهم چشمک زده بود و من عاشقش شدم... اما اونه زن پرمدعا در اون روز تلخه ۷ سکانس درست چند ثانیه قبل از من زد تو گوشش...

همونروز همسر به فروشنده سفارش داد و درست یک هفته بعد گفت برات همون کیف رو آورده  :))))


جمعه گذشته به دعوت یه شخص غایب رفتیم تئاتر... دوتا بلیط دستمون گرفتیمو رفتیم حالشو ببریم...

یه تئاتر موزیکال با مضونی که اونقدر دستکاری شده بود که من هنوز نمیدونم کجاشو قبول دارم کجاشو نه...

هرچند نمیشه گفت سطحش بالا بود با اینحال کلی روحیه مون خوب شد آخر کار بازیگر پیک از تماشاچیها تشکر کرد و گفت همین الان یه گروه دیگه از بچه ها تو سالن طبقه پائین اجرا دارن اونم کاره خوبیه!؟!!!!

ماهم به تبلیغ جالب ایشون پاسخ داده و دوان دوان رفتیم که بلیط بخریم و از اجرای بعدی جا نمونیم...

وارد سالن پلاتو شدیم یه جای مسلط گیر آوردیمو نشستیم .. سعادت لرزان مردمان تیره روز... یه کاره خیلی قوی

که واقعا نمیشد بازیه کسی رو به دیگری ترجیح داد همه عالی بودن و موضوع عمیق...

رو میکنم به همسر میگم تئاتر قبلی سطحش پائین بود یارو گفت اوناهم خوبن یعنی خودشو درجه یک و این گروه رو درجه ۲ نشون داد خوب شد به تبلیغ ناجورش بسنده کردیم والا کاره به این خوبی رو از دست میدادیم....

بعد از اجرای غول تشنها دیگه تئاتر نرفته بودیم...تا مدتی تئاتر خونمون تامین شد...


 پ.ن: به نظره من هر بازیگر تئاتر میتونه سینمایی بازی کنه ولی هر بازیگر سینما نمیتونه تئاتریست باشه...

بازیه زنده کناره مخاطب و در معرضه مستقیمه تماشاچی بودن و از دست ندادن تمرکز کاره دشواریه...