وجوهات حقارت ...
ديشب تصادفا داشتم برنامه بفرماييد شام رو ميديدم..
سه تا خانم و يه آقا..
كلا اين برنامه برام خيلي جالبه يعني اصلا اساس و هدفه برنامه غير از بعده سرگرم كننده به يه مسايلي اشاره داره كه شايد تا پيش از اين متوجهشون نبوديم...
مثلا درويي-غيبت-بدجنسي -خودخواهي و حتي بي ادبي افراد...
شخصيت آقا از همون ابتدا به نظر آدم نچسب و ناسازگاري اومد... به همه ايراداي بن.اسرائيلي گرفت . زحمت همه رو با دادن نمره هاي 3 و 4 به ناحق! بدجوري پايمال كرد...
و جالبتر اينه كه تو اين مسابقه هر كسي بدجنس تره برنده ست و معمولا افراد صادق و مهربان نفره 3 و4 و بازنده داستان هستند...
مرده خودخواه سري ديشب با هزار مشت و لگد زدن به اين و اون و پا رو حقه ديگران گذاشتن برنده 500 دلار شد...500 تا چون با يكي از خانمها هم امتياز بود...
تمام مدت داشتم به حركات منزجر كننده و حرص آور اين مردكه بي اعتماد به نفس اما خبيث نگاه ميكردم ...آخره كار وقتي پولارو گرفته بود مثل بچه اي كه تو جمع كارخرابي كرده محقر بود...
پولارو تو دست گرفته بودو با هر كلمه يه نگاه بهشون ميكرد و مدام از شدت عدم اعتماد به نفس خودشو تكون ميداد و خلاصه نميدونست پولارو كجاش بذاره؟
ياده بازي و كلك قديميه نخ و سكه(اسكناس) افتادم... يه آدمايي هستن حالا از سره هوش يا سيخ دار بودن يا بيكاري ميشينن تو كوچه خيابون يه جايي از ديد پنهان يه نخ بلندي به يه اسكناس مثلا 5000 تومن يا 10000 تومني (في امروز) ميبندن بعد هركي ببينش منتظر عكس العمل طرف ميشه اگه طماع باشه حتي با لوس شدن اين بازي طمع ميكنه ميگه شايد نخي در كار نباشه-طرف دلا ميشه كه پولو برداره -آدم سيخ داره نخو ميكشه و از خنده منفجر ميشه... اينجاست كه ميگن ريش طمع كار به يه جاي.. مفلس :)))
هيچي آدم طماعه از خنده يارو خيط و كنف ميشه... يا در حالت خيطي ميدوئه پولو ميقاپه و ماله آدم بازيچينه رو ميبره... درسته كه مال رو برده ولي حقارتي وصف نشدني از اون آدم توي وجوده خودش و ذهن مالباخته به جا ميمونه ...حالا اين بابا هم ديشب با هر خفتي بود برنده شد و صاحب 500 دلار ولي خدايي حقارت كارش از تمام اندامش فرياد ميزد...