چايي مجاني....
از اتوبوس پياده ميشم هوا سرده يه كم قدم ميزنم بعد ميرم سمت بوفه يه چايي ميگيرم با اكراه قند برميدارم و ميام بيرون وقت خوردن چايي ياده دوران دانشجويي و چايي هاي 150 تومني 6-7 سال پيش ميوفتم كه دماي وحشتناك ديواندره رو ميشكست...
فكر ميكنم 150 تومن براي اونموقع گرون بود.... الان چقدر شده؟ واي من پوله چايي رو پرداخت نكردم!
به سرعت برميگردم سمت بوفه... فروشنده تا منو ميبينه لبخند ميزنه... يه مرد ميانسال با مو و ريش قرمز... ميگم آقا ببخشيد من پوله جايي رو...
با لحجه خاصه كردي آميخته به فارسي ميگه : اشكالي نداره اصلا قابل نيست... ميگم من فراموش كردم شما چرا چيزي نگفتي؟ ميگه ميدونستم يه خانم متشخص به محض به يادآوردن پول رو برميگردنه- تازه نياورد هم نياورد حتما فراموش كرده ديگه...
پول رو ميدم و ميام بيرون خنده ام گرفته ولي نگران هم شدم اين چندمين باريه كه فراموش ميكنم هزينه پرداخت كنم!
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم مهر ۱۳۹۲ ساعت 8:9 توسط ستاره بانو
|