دارم از پاركينگ خارج ميشم كه راه بندون ميشه... كمي نگذاشته صداي بوق و اعتراض ماشينهاي قطاري پشت سر خانم مگان سوار بلند ميشه... برو ديگه اه... 50 تومن ماشين سوار شدي واسه 1000 تومن جر ميزني؟

يكي ميگه بابا 10000 تومن وقتمونو گرفتي خانم ميخواي من جات حساب ميكنم؟!

بعد از كلي چك و چونه /خانم كه كمي هم از اعتراضش نسبت به حق پارك كنف شده با مكافات دنده عقب ميگيره ميگه بايد شوهرم بياد... پاركبانم ميگه باشه برگرد سرجات زنگ بزن شوهرت بياد ببينم چي ميگه؟

لحظه آخر خانم سرشو بيرون ميكنه ميگه همش يه ساعت نيست كه ماشين اينجاست حقت 500 تومنه نه 1000 تومن؟!

حالا من موندم اين بانو در همه امور زندگيش اينقدر مقتصد و حسابگره؟؟؟؟؟؟؟؟؟