اول صبح هنوز هواي خواب از سرت بيرون نرفته كه ديدن بچه هاي مدرسه اي با اين رنگهاي شاد و جذاب حسابي سر ذوقت مياره...

خيلي خوشحالم از اينكه بالاخره بچه ها طبق روحياتشون لباسها و روپوشهاي شاد و رنگي ميپوشن و از طرفي دلم براي خودم و هم نسليهام ميسوزه...

اين دخترك حداقل مقطه راهنماييه يعني 13-14 ساله ...

ياده خودمون ميوفتم كه روپوشهاي دوران ابتداييمون خاكستري ، قهوه اي و سورمه اي بود- رنگ و بوي كودكي هامون هم شادتر از اين نبود....

وقتي يادم مياد كه بدحجابيمون تو دبيرستان / اوج نياز يك نوجوان به جلب توجه/ پوشيدن شلوار كتان سورمه اي و قهوه اي بود خنده ام ميگيره... حالا دبيرستانيها رنگهاي زيبايي مثل بنفش و زرشكي و سبز ميپوشن... بچه هاي ابتدايي توي رنگهاي سفيد و صورتي و سرخابي و آبي هاي درخشان غرق ميشن و حس زيبايي و شادابي رو تداعي ميكنن درست برعكس ما...

نسل سوخته اي كه تو دوران بحراني جنگ متولد شد- تو بحران فقر بعد از جنگ و جو عجيب غريب دوآتيشه هاي انقلا.بي رشد و كودكي كرد- تو آزمون و خطاي دوآتيشه ها بلوغ سرخورده كرد و تو بحران تحريم و بگم بگم  و جنگ و جدل آقايون عاشقي و جووني كرد-حالا هم دارن با عواقب تحريم و فقر ناشي از خودسريها و اشتباهات آقايون پا به دوران مسني ميگذارن...

اميدوارم اين بلا دامن نسلهاي بعدي رو نگيره-بگو آمين