دنيا از ملت ايران ميترسن..
بعد من سريع پلكامو بهم ميزنم و يكم چشامو تنگ ميكنم ولي بازم نگاه ميكنم :)
چشمم يه دختره خوشگل و اخمو رو گرفته بدجوري دلم ميخواد دخترم اين شكلي باشه حتي با اينهمه اخم :)
ضمن نگاه به دخترك و البته باز كردن سرحرف باهاش نيم نگاهي هم به بقيه حضار دارم ... در واميشه و يه دختر 8-9 ساله با پاي شكسته در حاليكه بغل باباشه و مادرش مدام دورو برشون ميچرخه ميان بيرون مادره نگران ميگه يواش يواش - از پله ها ميرن بالا زنه باز ميگه:مواظب باش مرده سرميچرخونه بگه مواظبم كه گرومپ با بچه بيچاره ميخوره زمين... همه هول ميشن ...پسري كه تو در ايستاده با خونسردي ميگه بقيه دست و پاش رو هم شكست و من بي اختيار از خنده منفجر ميشم... كه با چشم غره همسر نيشمو ميبندم....
صدامون ميكنن .. اي واي تو اتاق پزشكم صف كشيدن ... منتظر ميشيم...
دكتر داره يه مرده حدودا 40 ساله رو معاينه ميكنه ميگه كشاورزي؟ ميگه بله- ميگه آقا مهره كمرت آسيب جدي ديده تا وقتي كه ميگم كاره كشاورزي نميكني يه عكس رنگي ام از كمرت ميگيري مياري چون من الان نميتونم نظر قطعي بدم-طرف با لپاي آفتاب سوخته و ريش و سيبيل پركلاغي و لبخند گوشه لب/ رو ميكنه به دكتر ميگه: دكتر من خودم ميدونم چه مه نيازي به عكس رنگي نيست فقط دارو بده برم-دكتر كهنه كار با جديت و كمي شيطنت ميگه آها پس همينه كه همه دنيا از ايرانيا ميترسن؟! چون هر ايراني واسه خودش يه پا متخصصه اينو در حالي ميگه كه به نشونه تائيد سر تكون ميده...
باز من ميزنم زيره خنده و بازم چش غره همسر باعث ميشه نيشمو ببندم :)
پ.ن: تا اطلاع ثانوي بايد سرمو زياد خم و راست نكنم و براي فضولي بيشتر چشام بچرخه...