:)))))))))))))))))))))))))))))

حتما ميپرسيد خنده براي چيه؟ رفته بودم وبلاگ شيوا ديدم يه پستي گذاشته راجع به اينكه صبحش و چنين و چنالن آغاز ميكنه و پرانرژي پا ميشه و خدارو شكر ميكنه وو نفس  عميق و خوشحاليو اين حرفا بعد پرسيده بود راستي شما چطور صبحتون رو آغاز ميكنيد كه من پخي زدم زير خنده....

با صداي آلارم گوشي يه چشمو باز ميكنم ميبينم همسر بيدار شد خوشحال ميشم كه من جاي اون نيستم و ميتونم يه ساعت ديگه بخوابم!

دوباره با صداي آلارم گوشي اونيكي چشمو باز ميكنم ميبينم اي دله غافل نوبتي هم كه باشه نوبته منه :)))))

يه تعويق 6-7 دقيقه اي ميزنم باز ميخوابم دوباره صداي آلارم گوشي... با خودم مرور ميكنم ميبينم فقط بايد مقنعه مو اتو كنم كاره ديگه اي ندارم دوباره يه تعويق 3-4 دقيقه اي!!!!

اينبار با دلخوري بيدار ميشم به صورت اسلو موشن ميرم دست و رومو با تخفيف ميشورم... يعني فقط دهن و چشمام! :)))))

بعد اسلو موشن تر ميرم مقنعه مو اتو ميكنم يادم ميوفته كه امروز ميخواستم يه مانتوي ديگه بپوشم ولي اتو ندارن هيچكدوم پس بايد همون ديروزيه رو بپشم :))))))))

بعد چشم با ساعت ميوفته كه روي 7 و 20 دقيقه است و ياده شرمندگيه هروز وقت سلام احوالپرسي با هم سرويسي هام ميوفتم ! دورم تند ميشه بدو بدو اسري ميزنم-ميخوام مانتو بپوشم ميبينم واي لباساي زير مانتوييم خيسن ديشب قرار كردم صبح يه پا زودتر پاشم خشكشون كنم خيره سرم :)))))))

يه چيزي پيدا ميكنم ميپوشم بدو بدو ميرم سر يخچال يه تيكه نون سنگك و يه ميوه برميدارم ميذارم تو كيفم پالتومو ميپوشم دارم كفشامو ميپوشم كه يادم ميوفته موبايل و حلقه و ساعتمو نياوردم.... برميگردم هر سه رو برميدارم..

كفشامو ميپوشم ميام بيرون به سرعت درو قفل ميكنم... رو پله ها زيپ نيم پوتينامو ميكشم و تا سر كوچه دكمه هاي پالتو و البته كمربندشو :)))))

نرسيده به سرويس حلقه و ساعتمو ميپشم و موبايلمو كه يكي دوبار به خاطر تاخير از سوي همكارام تك زنگ ميخوره ميندازم تو كيفم! دره ماشينو باز ميكنم بلند سلام و احوال پرسي ميكنم و ميگم ببخشيد دير شد! هيچكي ام حرفي نميزنه :)

بعد ساكت ميشينم و تا خوده اداره راديو گوش ميكنم خيلي سر حالم مياره يكي دو بارم درست وقتي حس ميكنم داره يخم باز ميشه خميازه ميكشم!

پا مو كه ميذارم تو اداره با جماعت سلام احوالپرسي و خوش و بش ميكنم ميرم داخل آسانسور كه برم اتاقم  يهو برميگردم تو آينه خودمو ميبينم با ابروهاي نصفه!!!! يادم ميوفته كه ابروهامو نكشيدم :)))))))

و اينچنين يك روز پر انرژي رو به سبك تنبليسم آغاز ميكنم! :)))))))))))))))))))))))))))))