گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

خيلي وقتها خيلي از ما آدمها تحت شرايط و جو يه همچين رفتاري با هم نوع هامون ميكنيم!

چند روز پيش يكي از همكارا رو ديدم كه با عجله داشت از اداره خارج ميشد يه 2 ساعتي گذشت باز ديدم باعجله داره برميگرده تو اتاقش بهش خسته نباشي گفتم و پرسيدم چرا برگشتي چيزي به اتمام وقت اداري نمونده ؟!
ميگه كلي كار ريخته سرم الانم مجبور شدم والا نميرفتم.. انگار سره درد دلش وا شده ميگه از مدرسه دخترم زنگ زدن گفتن جلسه است ميدونن من شاغلم بازم اصرار ميكنن كه حتما برم...
ميگم لابد بازم بحث كاسه گدايي فرهنگه؟ آخه اين جلسات اوليا و مربيان در نهايت ختم ميشه به كمك هاي نقدي!
ميگه آره اتفاقا موضوع همين بود با اين تفاوت كه اينبار بحث درباره پرداخت كمك 50 هزارتومني و 70 هزارتومني بود منم كه ميدوني وضع مالي خوبي ندارم نهايتا 30 تومن دادم ... كه خودش باعث شد بلوايي بپا بشه!
ميگم لابد همه گفتن ما هم همينقدر ميديم؟ ميگه نه بابا بيچاره ها اكثرا 30 تومنم سختشونه!

 يكي از خانما پا شد گفت خانم من اگه از اين پولا داشتم حتما بچمو  ميذاشتم غيرانتفاعي نه اينجا! اونيكي قبل از جوابه مدير مدرسه دراومده ميگه چطور داري مانتو و كيف و كفش بخري تنت كني! موهاتو رنگ كني!!!!
نداري 50 تومن به مدرسه كمك كني؟!

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

اينروزا فكر ميكنم  چشمام-مغزم و نگاهم شبيه اين زنداني شده كه از  تعجب سرجاش ميخكوب شده؟! :(